تبليغاتX
حدیــــد

بیهوده به سودای دل خلق نکوشند
ما را نخریدند مگر تا بفروشند

سگ های رمه هار درافتاده به گله
انبار و خیابان همه پر گربه و موشند

دیوی است سیا غول چراغ فن و تِخنه
وین زمره به خوش رقصی او حلقه به گوشند

از خاک شهیدان همه سو ناله بلند است
هر چند که با دیده پر خاک خموشند

فرداست که این بادیه بی شیر بماند
گوساله پرستان اگر اینگونه بدوشند

ای شاخه برخاسته از ریشه کوثر
این فوج نهالان به هوای تو بجوشند

ما را مهل ای پیر! به خاموشی این قوم
هر چند همه، شب همه شب،بانگ خروشند

شلاق تو باید که در این گردنه صعب
پیلان علیلند و ستوران چموشند

از غصه یاران خراسانی خود پرس
کاین طایفه در غربت ری خانه به دوشند

علی محمد مودب
از کتاب "روضه در تکیه پروتستان ها"

========================================
پ0. سلام
پ1. اگر اهل شعر و شاعری هستید این پا نوشت را نخوانید وگرنه به عنوان راهنمایی تخنه یعنی تکنولوژی،وین زمره و این قوم یعنی تکنوکرات ها (بخوانید کارگزاران)، پیر یعنی رهبر معظم انقلاب اسلامی، یاران خراسانی اشاره به شعر معروفی از آقا داره، غربت ری یعنی تهران، گردنه مجاز از فتنه، پیران یعنی آنهایی که تو انقلاب پیر شدند. حالیدونتون پر شد؟

پ2. این کتاب آخری مودب فوق العاده است. 2900 تومان قیمت داره. از نشر معارف هم می تونید بخرید. حوصله ندارید کامنت بذارید به دستتون برسونم.

+ نوشته شده توسط حدید در شنبه هفدهم بهمن 1388 و ساعت 12:28 |
♦ یحیی فرزند زکریای پیامبر که خداوند در سوره مریم بشارت آمدن او را به زکریا می دهد و به یحیی تعمید دهنده معروف است و مسیح را غسل تعمید داده اولین فرد است با نام یحیی و شاید اولین شهید در راه ایجاد حکومت الهی.
هدیروت، پادشاه زمان یحیی، عاشق دختری در حرمسرای خویش می شود که به صورتی فرزند اوست و قاعدتا ازدواج با او حرام.
یحیی را برای گرفتن حکم حلالیت این ازدواج به دربار می خوانند و تهدید به مرگ می کنند. یحیی اعلام می کند که حکم را به صورت علنی اعلام خواهد کرد و در مراسمی که برگزار می شود در میان مردم و در حضور هدیروت اعلام می کند که شاه می خواهد بدعتی در دین ایجاد کند و من نخواهم گذاشت.
سرنوشت یحیی با انداخته شدن در چاه به خاطر ایستادگی در برابر این ناحق رقم می خورد.

♦ مسیح را می شناسید و نیازی به معرفی اش نیست. اما بر خلاف آن چه برای ما معروف شده است که مسیح پیام آور دوستی و آشتی بود و سر جنگ با هیچ کس نداشت، به خاطر مبارزه با حکومت به اعدام محکوم شد و ظاهرا به صلیب کشیده شد. هنوز هم در انجیل متی که تحریف هم شده جملاتی از قبیل "من پیامبر شمشیرم" و "برادر شما برادر شما نیست اگر دشمن من باشد" به راحتی پیدا می شود.
چیزی که بیش از داستان یحیی در داستان مسیح دردناک است، خیانت یکی از یارانش به نام یهودا است که اتفاقا جزو 12 نفر حواریون بوده.

♦ مولای ما حسین علیه السلام که مرتبه امامت دارد نیز بعد از نامه نگاری لااقل سی هزار نفر از مردان کوفه برای اصلاح امت جدش حرکت می کند و با خیانت همانان به شهادت می رسد. داستانی که در مورد مسیح با خیانت یک نفر اتفاق می افتد در مورد امام حسین با خیانت امت خودش و امت پدرش اتفاق می افتد و تاریخ سراغ ندارد غیر از این خیانت یک امت به امامش را.
همین است که حماسه حسین علیه السلام بزرگترین و دردناک ترین(تراژدیک ترین) حماسه تاریخ است.

============================
پ0. سلام
پ1. اربعین برای ما و مسلمین و مومنین دعا کنید.
پ2. متن بالا را با نیم نگاهی به سخنرانی شب عاشورای استاد پناهیان و شب پنجم محرم روحانی هیات موج الحسین و چند سخنرانی دیگر نوشتم. سعی کردم هر چه می نویسم به نص قرآن و احادیث متواتر نزدیک باشد. قسمت های انجیل هم در انجیل هایی که دستفروش های انقلاب می فروشند پیدا می شود. فصل 10 است به نظرم.
پ3. پرتاب اولین بسته زنده از ایران به فضا هم افتخار علمی بزرگی است و جای تبریک دارد. ان شاء الله دفعه بعد حامد گنجی را بفرستند چند ساعتی از دستش راحت باشیم و در کامنت هایش اذیت مان نکند. و گیر به دخترک موتور سوار و زن و مرد پشت پنجره ندهد.
پ4. سر خبر همین پرتاب باز خبرگزاری ها حالم را به هم زدند. عکس درست نزده بودند که هیچ عکس ارمسترانگ بر ماه را زده بودند. جالب که خودشان سه ماه پیش نوشته بودند این عکس یک دروغ بزرگ تاریخی است. یعنی واقعا یه مستند ساز معمولی نداریم ما چهار تا عکس و فیلم و مصاحبه و توضیحات فنی و این حرفها بسازد؟

پ5. شرمنده که این پست انقدر طولانی شد.


+ نوشته شده توسط حدید در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 و ساعت 12:53 |
دخترک با دستانی پر از فال های حافظ، دم میدان انقلاب، سر کارگر جنوبی، روبروی همان مغازه ای که کتابهای قدیمی را 200، 400، 600 و 1000 می فروشد، همان جایی که تاکسی ها دایما برای سوارکردن مسافر با پلیس درگیرند، زیر پل عابری که پر از گدا و کیف فروش و پاسور فروش و سی دی فروش است، نزدیک کوچه ای که پسر و دختر بیست و دو سه ساله ای خوشحال از سینما بر می گشتند،
همان جا
داشت با یکی از موتورهای کرایه ای چانه می زد و خیلی مردانه موتوری را به 2000 تومان راضی کرد و موتوری هنوز مشتری به این به موقعی را باور نکرده سوارش کرد و راه افتاد.
و من دلم سوخت. دلم سوخت به حال خودم. به حال تمام دل هایی که برای گرسنگی فال فروش های تهران سوخته.
4 بهمن 88
مترو
-----------------------------
پ1. سلام
پ2. انتظار که نداشتید دخترک مثل دختر کبریت فروش در فراموشی همه عابران از سرما بمیرد. بهمن امسال خیلی گرم است.
پ3. فرداش از لج این دخترک برای اولین بار در عمرم مسیری را با موتور رفتم.


+ نوشته شده توسط حدید در سه شنبه ششم بهمن 1388 و ساعت 13:13 |
+ نوشته شده توسط حدید در شنبه سوم بهمن 1388 و ساعت 14:18 |
۰. سلام

۱. این هایی که می نویسم یقینی نیست. شک است و سوال.

۲. دیشب خبر دار شدم بعد از زلزله هایتی ایالات متحده ده هزار نیروی نظامی در هاییتی پیاده کرده. نیروهایی که به بهانه زلزله ولی به طرز تابلویی برای اشغال بلندمدت هاییتی ارسال شده اند.

۳. همان دیشب از دوستی پرسیدم که عمق زلزله احیانا ۱۴ کیلومتر نبوده؟ جواب را نمی دانست. وقتی اینترنت را گشتم به عدد ۱۵ کیلومتر رسیدیم.

۴. خیلی توهم است ولی بگذارید سلاحی را معرفی کنم که می گویند کارش ایجاد زلزله های بزرگ در عمق حدودا ۱۴ کیلومتری است و توسط دانشگاه الاسکا و با سرمایه گذاری  Defense Advanced Research Projects Agency تولید شده است.

۵. اسمش هارپ است. سری به گوگل بزنید یا اینجا را ببینید. اگر سرعتتان خوب است می توانید عبارت angels don't play this haarp (فرشته ها این چنگ را نمی نوازند) را در گوگل بزنید و به یک فیلم جالب برسید.

۶. و لله ملکوت سماوات و العرض


تکمیلی:

http://kayhannews.ir/880811/12.htm#other1200

http://fanavari-it.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=49

http://kayhannews.ir/881101/16.htm#other1604

http://www.goomez.blogfa.com/post-64.aspx

+ نوشته شده توسط حدید در سه شنبه بیست و نهم دی 1388 و ساعت 10:48 |
به زور تا آخرش را دیدم. با این که انیمیشن بود، تلخ ترین فیلمی بود که به عمرم دیده ام.
اصلا توصیه نمی کنم ببینید. داستانش را هم نمی نویسم.

اسمش دره شب تاب هاست.

 

+ نوشته شده توسط حدید در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388 و ساعت 13:53 |
همیشه پنجره را دوست داشتم. منتظر بودم شب بشود و بشینم کنار پنجره. چشم بدوزم به شهر و چراغ‌هاش و در فکر فرو بروم. خیال ببافم که در فلان خانه بچه‌هایی بازی می‌کنند یا پشت فلان پنجره زن و مردی هم را می‌بوسند یا آن سوی شهر کسی پشت پنجره‌ای نشسته و سیگار می‌کشد و همینطور که دود را به آسمان می‌فرستد و نگاهش در سفیدی آن گره خورده مثل من مشغول فکر بقیه شهر است و حکماً من هم در فکرش جایی دارم. دوست داشتم تمام مکان‌هایی از شهر را که رفته‌‌ام و دیده‌ام تصور کنم و غرق بشوم در خیال اینکه چه کسی جایی نشسته که من هفته قبل همین ساعت نشسته بودم و آن وقت احساس نزدیکی کنم با کسی که نه می‌شناختمش و نه می‌شناسمش و تنها دلیل این احساس این باشد که با فاصله یک هفته یک جا نشسته‌ایم و بعد برایش آرزوی خوشبختی کنم و زمزمه کنم «دوستت دارم غریبه!» و احساس کنم کسی هست که این زمزمه را به کسی که آنجا نشسته برساند و آن وقت ترسی وجودم را پر کند که شاید الان کسی آن‌جا نباشد. و بعد دلم به حال خودم بسوزد و آرزو کنم کاش دوست داشتن را یاد نگرفته بودم.

فرقی هم نمی‌کرد پنجره‌های اینجا و تهران.

--------------------------
0. سلام پانوشت
1. فکر بد نکنید. تکه ای است از یک داستان بلند که پارسال چند صفحه ایش را نوشتم و اگر حالی باشد شاید امسال بقیه اش را.
2. مشایی دوست داریم. اینم به خاطر گل روی آقا/خانم گوش قرمز
3. برنامه رو به فردای شب های شبکه 3 را ببینید خوبه.

+ نوشته شده توسط حدید در شنبه نوزدهم دی 1388 و ساعت 13:17 |

1. هربار که این احمدی نژاد با خبرگزاری‌های عالم مصاحبه می‌کند افتخار می‌کنم به رایی که به او دادم. آخریش همین شیراز بود و همان گزارشگر بامزه abc با کراوات رنگارنگ و کجش. پرسید "چرا دست دوستی را که آمریکا دراز کرد، رد کردید؟" و دکتر نگذاشت و برنداشت و گفت "دست راستش بود یا چپش" و تا گزارشگر گیج بزند اضافه کرد ما که دستی ندیدیم. تحریم‌ها تمدید شد. نیروهای اطراف ایران افزایش یافت. اسراییل هم به جای خود.

2. دلم به حال این گزارشگرها می‌سوزد. دلم برای میرحسین هم می‌سوزد که کار بدجوری از دستش در رفته. روزی گفت "رنگ سبز ما را انتخاب کرد" حالا کثافت‌کاری عاشورا، پاره‌کردن عکس امام، نوری‌زاده، بی بی سی و ... او را انتخاب کرده‌اند. و موسوی بخواهد و نخواهد رییس جمهور همه اینهاست. انتخابش کرده‌اند. دخترک‌های یقه چاک داده عاشورا جلوی خودم داد می‌زدند یا حسین میرحسین و بعد ...

3. دلم به حال ندا نمی‌سوزد ولی. از وقتی فیلمی که فیلم قتلش را فریم به فریم تحلیل می‌کند در یوتیوب دیده‌ام. دیگر برایم آن دختر موزیسین معصوم مهربان گول‌خورده زیبارو نیست.

4. مشایی قله‌ای است که ناشناخنه مانده. این را احمدی نژاد گفته و تحریری است برای اتصال دستگاه صبا به دستگاه شور.(فارسی‌اش این است:بین دو قسمت بی‌ربط متن یک چیزی گذاشته‌ام)

5. مملکت لااقل چهار سال دیگر دست حزب‌اللهی هاست و جدای از فحش‌دادن به هرزه‌علف‌ها باید خودمان رویش کنیم. هر چند همان موقعی هم که دستمان نبود باید همین کار را می‌کردیم. فرهنگ را که استاد معلم دامغانی انشاءالله درست می‌کنند. منم که کمکشون می‌کنم. کارهای بندهای بعد را یکی انجام بدهد که صواب دارد.

6. یکی یک فکری به حال انرژی بکند در ایران. سندهای موجود را بعد از مطالعه بگذارد در کوزه مشغول نوشیدن شوند. انرژی ایران چه در بخش حامل‌ها، چه در بخش تبدیل و توزیع، چه در بخش مصرف عقب‌مانده ترین و متاسفانه پایه‌ترین صنعت است. فکر جدید و بزرگ هم بکند. مثلاً بررسی کند می‌شود کل کویر لوت را آینه و توربین بادی گذاشت؟ یا می‌شود برق خانگی را سه فاز کرد؟

7. دیروز دانشگاه هنر بودم. عجب بهشت بی درخت و نهر و با حوری است. یکی بررسی بکند که چرا هنری‌های ما این جوری‌اند که با هزار استغفرالله هم نمی‌‌توان روبروشن قدم زد. مگر نه این است که روحیه لطیف دارند و باید دین‌دارتر باشند؟ مگر نه این است که درس‌هاشان بعضاً بومی‌تر است؟ مگر نه این که شهود بیشتری بر عالم دارند؟

8. یکی هم جلوس کرده اشکالات قانون اساسی را دربیاورد. از قبیل سکوت درباره نحوه تکمیل و تصحیح و تایید مجدد آن. بعد اگر حوصله و جربزه لازمه را داشت دنبال رفعش هم برود.

9. جو گرفته مرا. رهنمود می‌دهم!

 

+ نوشته شده توسط حدید در دوشنبه چهاردهم دی 1388 و ساعت 11:23 |

این متن را یکی دو هفته به انتخابات نوشتم برای مردمک. چاپ نکردند. حالا می گذاریم رو وبلاگ! قسمت های داخل {} را الان اضافه کردم.

. به نام خدایی که حکومت ظلم را به واسطه امام صالح با حکومت عدل جایگزین کرد.

1. سال‌های 76 تا 84 اوج ارتباط ایران و اروپا بود. دورانی که با تسلط آلمان بر صنعت نیرو(شرکت مپنا و منطقه پارس جنوبی)، تسلط فرانسه بر صنعت خودرو(پژو) و تسلط انگلیس بر واردات ایران(بیش از 50 درصد وارداتِ از اروپا) همراه بود. دوره‌ای که تلاش‌های اتحادیه اروپا ایران را به تعلیق تحقیقات هسته‌ای کشاند.

2. این سال‌ها لازم و کافی بود تا بدانیم که در قرن 21 هم روابط ایران و اروپا همان روابط استعماری سابق است و فقط چهره مهربانتری گرفته تا جایی که رییس‌جمهور فرانسه برای استقبال رییس‌جمهور ایران پله‌های کاخش را پایین می‌آید اما همزمان علیه ایران قطعنامه صادر می‌کند.

3. ناتو و امریکا سال 80 به افغانستان حمله کردند. حمله به عراق را امریکا به تنهایی در سال 82 انجام داد. همان‌روزها بود که بسیاری در ایران برای جمله امریکا روزشماری می‌کردند تا جایی که یکی از کاندیداهای فعلی در برنامه‌ای تلویزیونی از حمله امریکا تا دو ماه بعد خبر داد.

4. در چنین شرایط اقتصادی، سیاسی و نظامی دولت نهم بر سر کار آمد. دولتی که برای شکستن این فضا سیاستی تهاجمی را پیاده کرد و به لطف خدا تا کنون به موفقیت‌های چشمگیری دست پیدا کرده.

5. اولین اقدام این دولت لغو یک سویه تعلیق‌های هسته‌ای بود. اقدامی که در عین اثبات شجاعت دولت و ملت ایران باعث شد تا شرکت‌های اروپایی به عنوان تهدید پای خود را از قسمتی از ساخت و ساز پارس جنوبی بیرون بکشند. تهدیدی که به زیبایی تمام تبدیل به یک فرصت شد تا جایی که طی سال گذشته 5 فاز ار پارس توسط شرکت‌های ایرانی { و البته و متاسفانه چینی} تکمیل و بهره‌برداری شد اما چند فازی که دست شرکت‌های اروپایی باقی مانده هنوز در حال تکمیل است!

6. بررسی مساله هلوکاست و تاکید مجدد بر حق فلسطینیان برای بازپس گیری سرزمینشان در سخنان رییس‌جمهور قسمت دیگری از این سیاست تهاجمی بود. این سیاست باعث شد تا صحبت‌های بین‌المللی برای حمله به ایران به صحبت‌هایی در مورد اسراییل تغییر کند. آنچنانکه از آن شرایط بند 3 به شرایطی رسیده‌ایم که نه تنها امریکا از حمله به ایران منصرف شده که اجازه این کار را به اسراییل هم نمی‌دهد.

7. توسعه سیاست خارجی به کشورهای امریکای جنوبی (که زمانی به حیاط خلوت امریکا مشهور بودند) در گام اول و کشورهای افریقایی، اعراب خلیج فارس و کشورهای شرق آسیا .{و ژاپن این روزها} در گام‌های بعدی نیز علاوه بر ایجاد فرصت‌های اقتصادی(تغییر رابطه خارجی از واردات به صادرات) از وابستگی سیاسی ایران به اروپا کاست

8. اواخر فروردین امریکا اعلام کرد که «به رسمیت شناختن غنی سازی اورانیوم ایران» را بررسی خواهد کرد. خبری که چهار سال پیش بیشتر شبیه افسانه بود. و  این تنها نمونه‌ی کوچکی از عقب نشینی قدرت‌های پر ادعا در برابر مردم ایران است.{در این فاصله اتفاق افتاد. درخواست سفر جان کری را هم اضافه کنید}

9. حالا هر بار که فهرست سفرهای خارجی احمدی‌نژاد را می‌بینم خوشحالم از این که فقط مقصد دوتاشان اروپا بوده است. (ایتالیا اجلاس فائو، سوییس اجلاس دوربان۲) {در این فاصله دانمارک اجلاس کپنهاگ هم اضافه شد}

{۱۰. روسیه را هم جزو اروپا حساب کنید و فحشش را به دولت بدهید نه به من}


http://www.america.gov/st/democracyhr-persian/2009/December/20091230101355esnamfuak0.3320124.html&distid=ucs

+ نوشته شده توسط حدید در پنجشنبه دهم دی 1388 و ساعت 14:0 |

امیدوارم این آخرین نوشته با این عنوان باشد.

1. دهه محرم عجیب و فوق العاده‌ای داشتیم. جای همه خالی. صحبت‌های فوق‌العاده حاج‌آقا مجتبی تهرانی درباره غیرت دینی، ما دیدیم اگر خواستید شما بشنوید www.mojtaba-tehrani.ir صحبت‌های حاجی پناهیان هم عالی بود و مخصوصا شام عاشورا. صحبت‌های حضرت آقا در 22 آذر در جمع طلاب را هم هر جوان و دانشجو و طلبه‌ای واجب است بشنود.

2. شب هشتم محرم در هیات هنر و حماسه دانشگاه هنر بودم. یک پست وبلاگ را صدبار در ذهنم نوشتم و پاک کردم با عنوان‌های مختلفی مثل "این عکس تزیینی است". می‌خواستم بنویسم از اداهایی که این چندروزه در هیات‌های تهران دیده بودم. ساعتی گذشت تا وسط تاریکی و صدای مداح و شلوغی هروله تصمیم بگیرم تیتر را عوض کنم "این عکس تزیینی نیست". آخر هم تصمیم گرفتم هیچ ننویسم.

3. "سینما جای کسانی است که عواطفشون رو در هر لحظه‌ای که می‌خرن می‌فروشن" این را مخملباف وسط "صد سال سینما" می گفت. فیلمی که 73 ساخته و بعد از دیدنش فهمیدم چرا الان اینجوری است!؟

4. آقا داداش ما هم وبلاگ زده، خیلی بهتر از مال من. http://mlarchitect.blogfa.com

5. عاشورا را به لطف یکی بهشت زهرا بودم. می‌خوام با تمام وجود ازش تشکر کنم. کاش اینجا را بخواند.

6. حالم را به هم زد تلویزیون این چندروزه با کارشناس‌هاش. یارو را آورده بودند که بگوید سوت و کف اینها در عاشورا کار بدی بوده. استناد می‌کرد به زیارت عاشورا و از رو می‌خواند "ان هذا الیوم التی فرحت به آل زیاد و آل عمران" ‼! با آنهمه ریش و استادیت دانشگاه زیارت عاشورا را از رو هم نمی‌توانست درست بخواند.

+ نوشته شده توسط حدید در چهارشنبه نهم دی 1388 و ساعت 9:7 |
0. سلام

1. این بلاگفا هم بدجور قاطی کردوندنش

2. امروز 16 آذر، روز دانشجو، پا که به امیرکبیر گذاشتم لبخندی زدم از کار فرهنگی کردن حکومت:

گل می دادند. رز قرمز. حالا کی داره انقلاب مخملی می کنه ما نفهمیدیم :-))

3. حبیب رضایی را که در بی پولی دیدم کلی یاد خودم افتادم. همیشه بدو بدو و طرح و برنامه، ادای اوضاع خوب در آوردن و همیشه هم هشت گرو نه.

4. عید غدیر را به همه دوستان و مخصوصا کسی که برادر بزرگترم بود در سختی ها و برادر کوچکم در خوشی ها تبریک می گویم.


+ نوشته شده توسط حدید در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 و ساعت 8:55 |
۰. سلام

۱. خداحافظ علم و صنعت
۲. سلام امیرکبیر
۱+۲. اینحا همه چیز قشنگ تر و مدرن تر از علم و صنعت است مثل همین مانیتور ۱۷ اینچ ال سی دی ولی استادها و انشجویان همانند. بی مسئولیت و بپیچ الا معدودات

۳. شبای قدر تقدیرمان را در آشپزخانه علم و صنعت بستیم. چسبید. با تمام بچه هایی که علم و صنعت را به خاطرشان دوست دارم.

۴. دادخواست- صد شعر اعتراض- با جمع آوری امید مهدی نژاد و محمد مهدی سیار، با مقدمه محمد کاظم کاظمی چاپ سپیده باوران (همون عابس) خوندن داره
نشر معارف داره ۳۵۰۰ هم قیمت

۴+۱. قراره صد شعر میهنی، صد شعر شیعی، صد شعر طنز، صد شعر جنگ، صد شعر عاشقانه و صد رباعی از بیدل را هم بچاپند.
۴+۲. لیبرالیسم فرهنگی به یک معنا دارد جا می افتد و خوب هم هست.

۷. جمعه بعد انتخابات تکلیف سبزها با رهبری مشخص شد. جمعه این هفته هم تکلیفشان با راه و خط امام مشخص خواهد شد.

+ نوشته شده توسط حدید در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 10:38 |
سلام

سوال پاسخ کوتاه: اگر حسن فتحی بخواهد یک فیم ترسناک بسازد چه می شود؟
جواب: می شود "پستچی سه بار در نمی زند"

سوال تشریحی: چه نوع از فیلم را "پسبدن"  می گویند؟
جواب: به این فیلم هایی که در ژانر "پستچی سه بار در نمی زند" تولید می شوند به اختصار پسبدن می گویند.
دز این نوع از فیلم همه عوامل حرفه ای هستند به جز سازنده تیتراژ. فیلمبرداری و موسیقی متن این نوع فیلم در بهترین سطح ممکن قرار دارد. در این نوع فیلم داستان ترکیبی از داستان ۱۴۰۸ و چند فیلم ترسناک دیگر است که به وسیله یک تاریخدان بازنویسی و ایرانیزه شده است.
برای ساخت این فیلم به یک شاهزاده قاجار در عصر پهلوی اول، یک لات در عصر پهلوی دوم و یک آدم کش قاچاقچی در عصر الان نیاز دارید. یک مخدره پیر و یک کنیز جوان برای عصر پهلوی اول، یک زن بدکاره مهربان برای عصر پهلوی دوم و یک باران کوثری برای عصر الان از دیگر عوامل مورد نیاز می باشند.
ضمنا شخص اول باید یک پسر با کله کچل و موهای بلند در جلوی سر مانند شکل زیر باشد. نقش اول نباید توانایی تکلم داشته باشد. نقش اول باید فرزند یکی از زنان ذکر شده باشد. نقش اول باید با حرکت بر روی پله های یک ساختمان در زمان شناور باشد. زور نقش اول نباید از یک لات و یک مومیایی! کمتر باشد.
علاوه بر همه عوامل به دو عدد اسلحه کلت و یک عدد چراغ قوه که به تناسب زمان ۷ یا ۳ چراغ داشته باشد است.

سوال تستی: چرا افراد عصر پهلوی اول و دوم خیلی حرف سیاسی می زنند ولی افراد عصر الان حرف سیاسی نمی زنند؟
۱. چون دوست دارن
۲. چون در سی سال گذشته اتفاق سیاسی قابل بیانی نیافتاده
۳. چون اونا شاهزاده قجر و لاتای شعبون بی مخن و اینا قاچاقچی عادی
۴. چون آقای فتحی باز هم می خواد پسبدن بسازه

+ نوشته شده توسط حدید در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 22:45 |

به نام خدا

بر این قلم باد که جز حق ننویسد

 

گام به گام پیروزی در انتخابات یا چگونه در انتخابات پیروز شویم؟

 

انتخابات بسیار شبیه به امتحانات است و این موضوع را در طول این چند خط خواهیم دید.

مثل امتحانات پیروزی در انتخابات شامل سه مرحله است:

1. قبل انتخابات

2. حین انتخابات

3. بعد انتخابات

 

1. قبل از انتخابات:

بهترین و سخت‌ترین کار قبل از امتحانات خواندن درس‌ها است. بهترین و سخت‌ترین کار قبل از انتخابات مقبول بودن یا مقبول شدن است که به گذشته و حال شما و دید شما از آینده بستگی دارد.

 

راحت‌ترین کار در امتحانات جلوگیری از خرخوانی دیگران و استفاده از استراتژی نمودار است. در این استراتژی شما و خرخوان‌ها نمره‌های بد گرفته و نمرات بد آنها و بدتر شما روی نمودار می‌رود.(گور بابای میانگین کلاس در مقایسه با کلاس بغلی)

راحت‌ترین کار در انتخابات جلوگیری از مقبول‌افتادن دیگران و استفاده از استراتژی اکل‌میت(دفع افسد به فاسد) است. در این استراتژی شما و دیگران به بد و بدتر (فاسد و افسد) مشهور شده و احتمال مقبولی شما بالا می‌رود. (گور بابای عزت مملکت شما جلوی ممالک همسایه)

 

2. حین انتخابات:

راحت‌ترین کار در امتحان تقلب است. ولی وای به روزی که نتوانیم تقلب کنیم. پس حتماً خرخوان‌ها تقلب کرده‌اند و ما باید آنها را تادیب کنیم.(زنگ آخر دم در واستا)

راحت‌ترین کار در انتخابات تقلب است ولی وقتی دولت 20 سالی هست که دست ما نیست پس حتماً آن‌ها تقلب کرده‌اند و مردم! باید آن‌ها را تادیب کنند.

 

3. بعد انتخابات:

بهترین کار پاچه‌خواری استاد و اخذ نمره است مگر معاون نمره‌ها را تایید کرده باشد. در این حالت پروسه امتحانات به اتمام می‌رسد. ترم بعد از شماره 1 شروع کنید.

از آنجایی که در انتخابات استاد نداریم و مردم نمره می‌دهند و سریع هم تایید می‌شود پروسه انتخابات به اتمام نمی‌رسد. لحظاتی بعد از شماره چهار که مخصوص امتحانات است شروع کنید.

4. اول به دفتر مدیر مدرسه بروید.

بعد از آنکه نتوانستید مدیر را قانع کنید شیشه‌های اتاق ناظم، درب دست‌شویی اساتید، تخته کلاس درس، پارچ آب‌خوری سرایدار و ... را بشکنید.

دوباره به دفتر مدیر مدرسه بروید. اگر مدیر مدرسه کوتاه آمد که هیچ وگرنه ادامه مطلب را دنبال کنید.

 

 واقعاً حال نوشتن ادامه این متن را ندارم. تمام اتفاقاتی که این چندهفته در تهران و احیاناً چند شهر دیگر افتاده گام به گام این مراحل است که دوستان طی کرده‌اند و طی می‌کنند. حمله به کلانتری، فیلم گرفتن از دفاع یک سرباز از کلانتری و تیرخوردن یک آشوبگر، پخش آن در سراسر دنیا به عنوان حمله مسلحانه به مردم در حال تظاهرات، آسمان به ریسمان بافتن اعداد و ارقام (بگذار یکی را باز کنم: طبق یک اصل ساده احتمال، از بین n عدد به طور متوسط n/m تای آن‌ها بر m بخش‌پذیرند. آقایان در بوق کرده‌اند که در بیش از 100 صندوق از حدود 43000 صندوق تعداد آرا مضرب 100 است و این هم دلیل دیگری بر تقلب وسیع )، پخش صدای شکستن شیشه روی فیلم حرکت سربازان نیروی انتظامی بین چند ماشین و اعلام خراب‌کاری نیروی انتظامی، جابه‌جا کردن بعضی عقاید راستین ملت، الله اکبر گفتن آدم‌هایی که نماز ازشان ندیده‌ایم (توضیح اینکه نماز ندیدن از کسی دلیل بر بی‌نمازی او نیست اما دلیل بر عدم اقامه نماز به امامت او هست)، پخش یاران چه غریبانه کویتی‌پور عزیز روی عکس‌های زخمی‌های آشوبگری، شهید خواندن آدم‌هایی که خودشان هم نمی‌دانند مرگشان به چه چیز شهادت می‌دهد، دعوت به الله اکبر گفتن VOA، تقلیل راه امام به یاد امام، فراموشی معنی ولایت و رهبری، گریه سلطنت‌طلبان برای جمهوریت نظام و هزار و یک دیده و شنیده دیگر من و شما.

 

دوستان تک تک مراحل این گام به گام را جلوتر از نویسنده طی کرده‌اند اما باز جایی را کورخوانده‌اند. فراموش کرده‌اند که اگر این نظام به این نسخه‌های زمینی قابل ضربه بود سال 62 که در عرض دو ماه و همزمان با جنگ خارجی رییس‌جمهور، نخست‌وزیر و بزرگترین حزب آن ترور شدند ضربه‌پذیرتر بود. نه حالا که 24 و نیم میلیون نفر به دوستان نه ‌گفته‌اند و خود دوستان بهتر از هر کس می‌دانند.

 

-----------------------------------

من باب اینکه نوشته جدی تمام نشود و با هم بخندیم اگر دوفایل ostan.pdf و ostan.xls را از سایت وزارت کشور دانلود کنید Author اولی رهبریان rahbarian و دومی هاشمی‌سراhashemisara  است. این هم دلیل دیگری بر تقلب!!! (کار رهبریان و است و سرای هاشمی)

+ نوشته شده توسط حدید در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 23:43 |
با سلام
مهندس! مهدی لطفی با همکاری گاج منتشر می کند:

گام به گام پیروزی
                 یا
              چگونه در هر انتخاباتی پیروز شویم؟

مخصوص سال بالایی ها

+ نوشته شده توسط حدید در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و ساعت 22:57 |