گاج
به نام خدا
بر این قلم باد که جز حق ننویسد
گام به گام پیروزی در انتخابات یا چگونه در انتخابات پیروز شویم؟
انتخابات بسیار شبیه به امتحانات است و این موضوع را در طول این چند خط خواهیم دید.
مثل امتحانات پیروزی در انتخابات شامل سه مرحله است:
1. قبل انتخابات
2. حین انتخابات
3. بعد انتخابات
1. قبل از انتخابات:
بهترین و سختترین کار قبل از امتحانات خواندن درسها است. بهترین و سختترین کار قبل از انتخابات مقبول بودن یا مقبول شدن است که به گذشته و حال شما و دید شما از آینده بستگی دارد.
راحتترین کار در امتحانات جلوگیری از خرخوانی دیگران و استفاده از استراتژی نمودار است. در این استراتژی شما و خرخوانها نمرههای بد گرفته و نمرات بد آنها و بدتر شما روی نمودار میرود.(گور بابای میانگین کلاس در مقایسه با کلاس بغلی)
راحتترین کار در انتخابات جلوگیری از مقبولافتادن دیگران و استفاده از استراتژی اکلمیت(دفع افسد به فاسد) است. در این استراتژی شما و دیگران به بد و بدتر (فاسد و افسد) مشهور شده و احتمال مقبولی شما بالا میرود. (گور بابای عزت مملکت شما جلوی ممالک همسایه)
2. حین انتخابات:
راحتترین کار در امتحان تقلب است. ولی وای به روزی که نتوانیم تقلب کنیم. پس حتماً خرخوانها تقلب کردهاند و ما باید آنها را تادیب کنیم.(زنگ آخر دم در واستا)
راحتترین کار در انتخابات تقلب است ولی وقتی دولت 20 سالی هست که دست ما نیست پس حتماً آنها تقلب کردهاند و مردم! باید آنها را تادیب کنند.
3. بعد انتخابات:
بهترین کار پاچهخواری استاد و اخذ نمره است مگر معاون نمرهها را تایید کرده باشد. در این حالت پروسه امتحانات به اتمام میرسد. ترم بعد از شماره 1 شروع کنید.
از آنجایی که در انتخابات استاد نداریم و مردم نمره میدهند و سریع هم تایید میشود پروسه انتخابات به اتمام نمیرسد. لحظاتی بعد از شماره چهار که مخصوص امتحانات است شروع کنید.
4. اول به دفتر مدیر مدرسه بروید.
بعد از آنکه نتوانستید مدیر را قانع کنید شیشههای اتاق ناظم، درب دستشویی اساتید، تخته کلاس درس، پارچ آبخوری سرایدار و ... را بشکنید.
دوباره به دفتر مدیر مدرسه بروید. اگر مدیر مدرسه کوتاه آمد که هیچ وگرنه ادامه مطلب را دنبال کنید.
واقعاً حال نوشتن ادامه این متن را ندارم. تمام اتفاقاتی که این چندهفته در تهران و احیاناً چند شهر دیگر افتاده گام به گام این مراحل است که دوستان طی کردهاند و طی میکنند. حمله به کلانتری، فیلم گرفتن از دفاع یک سرباز از کلانتری و تیرخوردن یک آشوبگر، پخش آن در سراسر دنیا به عنوان حمله مسلحانه به مردم در حال تظاهرات، آسمان به ریسمان بافتن اعداد و ارقام (بگذار یکی را باز کنم: طبق یک اصل ساده احتمال، از بین n عدد به طور متوسط n/m تای آنها بر m بخشپذیرند. آقایان در بوق کردهاند که در بیش از 100 صندوق از حدود 43000 صندوق تعداد آرا مضرب 100 است و این هم دلیل دیگری بر تقلب وسیع )، پخش صدای شکستن شیشه روی فیلم حرکت سربازان نیروی انتظامی بین چند ماشین و اعلام خرابکاری نیروی انتظامی، جابهجا کردن بعضی عقاید راستین ملت، الله اکبر گفتن آدمهایی که نماز ازشان ندیدهایم (توضیح اینکه نماز ندیدن از کسی دلیل بر بینمازی او نیست اما دلیل بر عدم اقامه نماز به امامت او هست)، پخش یاران چه غریبانه کویتیپور عزیز روی عکسهای زخمیهای آشوبگری، شهید خواندن آدمهایی که خودشان هم نمیدانند مرگشان به چه چیز شهادت میدهد، دعوت به الله اکبر گفتن VOA، تقلیل راه امام به یاد امام، فراموشی معنی ولایت و رهبری، گریه سلطنتطلبان برای جمهوریت نظام و هزار و یک دیده و شنیده دیگر من و شما.
دوستان تک تک مراحل این گام به گام را جلوتر از نویسنده طی کردهاند اما باز جایی را کورخواندهاند. فراموش کردهاند که اگر این نظام به این نسخههای زمینی قابل ضربه بود سال 62 که در عرض دو ماه و همزمان با جنگ خارجی رییسجمهور، نخستوزیر و بزرگترین حزب آن ترور شدند ضربهپذیرتر بود. نه حالا که 24 و نیم میلیون نفر به دوستان نه گفتهاند و خود دوستان بهتر از هر کس میدانند.
-----------------------------------
من باب اینکه نوشته جدی تمام نشود و با هم بخندیم اگر دوفایل ostan.pdf و ostan.xls را از سایت وزارت کشور دانلود کنید Author اولی رهبریان rahbarian و دومی هاشمیسراhashemisara است. این هم دلیل دیگری بر تقلب!!! (کار رهبریان و است و سرای هاشمی)

وقتی ابهام وجودم را می گیرد