کمی شعر، کمی عاشقانه

در باد می وزی که پریشان ترم کنی
ابری شدم ، نخواه که باران ترم کنی

احرام بسته بودمت از ابتدای عشق
می خواستی چقدر مسلمان ترم کنی؟

هی سنگ می زنی که دلم دورتر شود
اصلا بعید نیست که شیطان ترم کنی

در هر رگم نیاز تو تزریق میشود
در هر رگم... همیشه که بی جان ترم کنی

تو التهاب یک هیجانی عجیب نیست!
از اینکه پیش آمده ویران ترم کنی

من گیج حرف عقربه هایی که میدوند
تو تیک .. تیک .. تیک .. که حیران ترم کنی!

=======
پ ن. سلام.
پ ن. شعرهای عاشقانه هم عالمی دارند. خصوصا وقتی هیچ نشانه ای نداشته باشند که بتوان برایشان مخاطب پیدا کرد.
پ ن. اسم شاعرش را گیر نیاوردم. وزنش همانی است که دوست دارم. وزن "از نقطه ای بترس که شیطانیت کند"‎ استاد دلشرم را نیازمندیم برای ادای نام شاعر و پاره ای از توضیحات
پ ن. جای قافیه ی "گریان" بدجوری در شعر خالی است.
پ ن. پانوشت ها را شماره نزدم برای تمرین شمارش.

اخراجي ها 3

۰. سلام

۱. عنوان مطلب ايهام دارد. اين سومين مطلب درباره اخراجي هاست. شايد هم درباره اخراجي هاي ۳.

۲. اخراجي هاي ۳ را حدودا يك ساعت پيش ديدم. درباره محتواش چيزي نمي نويسم تا لوس و لوث نشود. اما درباره ي فني جاتش:
موسيقي مثل هميشه خوب.
فيلمبرداري مثل هميشه شلوغ و پلوغ و تجربي. براي اين خوب بود.
نورپردازي و يكسان بودن رنگ به جز يك صحنه خوب. پيشرفت مناسب نسبت به يك و دو.
داستان كه مثل ۱ و ۲ سر و ته نداشت. داستان بي داستان. بعلاوه ديالوگ هاي تكراري از اخراجي هاي ۱و۲ و حتي دارا و ندار.
بازيگري هم مثل هميشه.
كارگرداني هم به سبك ده نمكي.
به من كه چسبيد.

۳. بيشتر بايد مواظب خودش باشد ده نمكي از اين به بعد. مير و كروبي را كه له كرد هيچ، به محمود خودمان هم رحم نكرد.
به قول رفيقمون "بد مي رن براش از فردا" فارسي ش مي شه "سرش به باده"

دو دو رو دو دو، اخراجي ها

سلام
همين الان بليت اخراجي ها ۳ براي اكران مخصوص وبلاگ نويسا به دستم رسيد. ساعت ۱۱ شب.
و از آنجا كه هر كس چيز مفتي به يك مشهدي بدهد او را بنده ي خود كرده اعلام مي داريم:

دو دو رو دو دو اخراجي ها. عيول عيوله عيول مسعود گل پسره عيول

اخراجي هاي 3. كه بليت مفتش گيرم اومده

آه اين چه حكمتيست

وقتی قرار شد که تو خون خدا شوی
قربانی قشنگ ترین لحظه ها شوی

گفتند روی نیزه سرت را نشان کنند
هفتاد و چند  بار  تو را  امتحان  کنند

موسی شدی و نیلی از خون برابرت
لیلا شدی و دشتی مجنون برابرت

عیسی شدی و خاک برایت پرنده شد
هفتاد و چند مرده به دست تو زنده شد

آهی کشید زینب تو  دود پا گرفت
در خیمه هات  آتش نمرود پا گرفت

وقتی که خون اصغر تو بند می شود
قربانی ات قبول خداوند می شود

حتی فرات با هیجان گریه می کند
یوسف به خشکسالی تان گریه می کند

ای کشتی نجات پس از نوح در زمین
قرآن صفحه صفحه ی مشروح در زمین

گفتند با تو فاجعه را خوب صبر کن
یعنی که مثل حضرت ایوب صبر کن

بگذار کربلای تو بیت الحزین شود
خاکش بناست بعد تو مهر جبین شود

از کربلا به سمت خدا در گشوده شد
یعنی که هشت مرتبه خیبر گشوده شد

این فصل در کتاب زمان ثبت می شود
معراج دسته جمعی تان ثبت می شود

اینجا کجای خاک کجای بهشت توست
آه این چه حکمتیست که در سرنوشت توست

---------
پ ن. ديديد آدم بعضي وقتها همين جور بي مقدمه دوست دارد گريه كند. آن هم نه گريه الكي.

کمی مهندس لطفی 3- مکانی برای مکاترونیک

هوالعالم
یک چیزی درآمده به اسم نقشه جامع علمی کشور. گفته می شود که خیلی چیز خفنی است و قرار است با این نقشه بترکانیم. پیش نویسش را دو سال پیش از یکی از دوستان گرفته بودم و خوانده بودم.
نگاهی که به این انداختم خیلی بهتر از پیش نویسش هست. البته هنوز کامل نخوانده امش.

به هر حال از اینجا می توانید دانلودش کنید»»»  نقشه جامع علمی کشور

چیزی اش که برای من جالب است اولویت های علم و فناوری کشور است. برای هر حوزه اولویت های الف و ب تعریف شده که حکما الف بالاتر است.

اولویت الف حوزه فناوری به انرژی هسته ای، هوافضا، ریز فناوری و چند فناوری دیگر رسیده.
ما یعنی مکاترونیک در حوزه فناوری در اولویت ب قرار گرفته ایم. همراه فناوری هایی مثل لیزر، فوتونیک، رباتیک، نیمه رساناها، کشتی سازی و پیش بینی و مقابله با سیل و زلزله.
من به عنوان یکی از معدود آدم هایی که توی این کشور مکاترونیک می خواند، این جایگاه را مناسب می دانم.

اوضاع 2- 8 مارس

۰. سلام. به كوري چشم بعضي ها بازم عروسيم مبارك.

۱. امروز ۸ مارس است. روز جهاني زن. روز خوش خوشان فمينيست هاي وطني. روز قيام زنان در حمايت از دو شير زن جنبش سبز، عروس لرستان و عروس آذربايجان. خيابون هاي تهران به شدت شلوغ اما نه از زنان سبز كه از مردان و گاها پسران بسيجي.

۲. امروز ۸ مارس است. روز احزاب سيد حسن نصرالله اينا. روز معارضه. لبنان مثل ما كه ۲ خرداد و ۳ تير داريم، ۸ مارس و ۱۴ مارس دارد. من كه هميشه فراموش مي كنم ۸ مارسي ها كدوما بودن ۱۴ مارسي ها كدوما. ولي الان دوباره يادم اومده كه ۸ مارسي ها مثل ۲ خردادي ها مخالف اند، اما فرقشان اين است كه نظراتشان غربي نيست.
با همه اين اوصاف الان لبنان آروم آْرومه و سيد حسن اينا هم جشني چيزي به مناسبت ۸ مارس نگرفتن.

۳. امروز ۸ مارس يا به عبارتي ۱۷ اسفند است. مرحوم شهيد ابراهيم همت مثل امروزي شهيد شد. جالب اين است كه نه جماعت "بسيجي واقعي،همت و باكري" از او يادي مي كنند و نه آْن يكي جماعت.
پارسال يا پريسال سپاه يادواره اي گرفته بود همين موقع ها در تالار كشور. خيلي خوب بود جاي شما خالي. هم شلوغ هم برنامه هاي مفيد هم شام خوب!
بهترين قسمتش به نظرم خاطره گويي كسي بود كه جنازه شهيد همت را از خط عقب كشيده بود.

اوضاع

۰. به نام خدا. سلام. عروسيم مبارك. هر كي نيومد به ما چه. از اين همه دوست و رفيق و همكار كه دعوت كردم و نكردم فقط مرحوم مجيد آنت آمد به همراه مكرمه متعلقه.

۱. اين تيتر اوضاع با آن تيتر حال كه به ۸ رسيد، يك فرق هايي دارد، ولي اين هم احتمالا به ۸ و بل ۹ برسد.

۲. نخست وزير جديد مصر، عصام شرف،كه اسمش سخت است، مهندس حمل و نقل است. يك چيزي مثل احمدي نژاد خودمان. به اين فكر كنم مي گويند هژموني! يعني اين كه ما مهندس ها داريم خاورميانه را مي گيريم.
البته معني ديگري هم دارد. دعوايي كه بر سر امريكايي بودن يا مردمي بودن اين بشر در رسانه هاي ماست يحتمل درباره احمدي نژاد هم معنا داشته باشد.

۳. ديكتاتور معمر قذافي، كه قديم ترها به برادر قذافي معروف بود در زمان جنگ ايران همراه مرحوم حافظ اسد بود در دادن تسليحات به ايران. تا جايي كه من مي دانم اولين "اسكاد بي" را هم ايشان به ايران فروخت. هماني كه به باشگاه خلبانان بغداد خورد. اين موشك بعدا شد مبناي ساخت "شهاب". البته ۱و ۲ ش. همين يك دليل بعلاوه چند دليل ديگر، نشان از دين ما به قذافي دارد.
اما همين قذافي امام موسي صدر را ربود و سال ۲۰۰۵ هم كل تاسيسات هسته اي ش را با كشتي به اروپا فرستاد تا از ليست "كشورهاي حامي تروريست" بيرون بيايد.
خلاصه اين كه موجود عجيب و دوچهره اي است اين بشر. يك چيزي تو مايه هاي هوگو چاوز كه با اوباما و احمدي نژاد همزمانا رفيق است.

۴. ملك عبدالله كه گم و گور شد گفتند كه اين همان عبدالهي است كه قبل از خروج سفياني مي ميرد. نشان به آن نشان كه در حديث آمده كه قبل از عرفه مي ميرد اما خبرش بعد از عرفه مشخص مي شود.
حالا ايشان ييهو زنده و سالم شده تا عبرتي باشد براي آنهايي كه اصرار دارند كه الا و بلا چهار روز بيشتر تا فرج نمانده است.
اين كه نوشتم نه اين كه بگويم الا و بلا ۴ هزار سال تا فرج مانده. خواستم بگويم كه برادران و ايضا خواهران ريشو و ايضا چادري لطفا بر اساس نزديكي ظهور برنامه ريزي نكنند. وظيفه شان را بر حسب شرايط حال پيدا كنند.

۵. تحليل هاي جانانه من درباره بحرين و يمن و تونس طلبتان باشد.(امضا: يك عدد آدم با توهم خود داراي تحليل مستقل پنداري)

زماني براي اخراجي ها

سلام
دليل اصلي نوشتن اين مطلب الحق و الانصاف طمعي است كه به بليت نمايش خصوصي اخراجي هاي سه دارم. اما نيتش ان شاء الله به از اين است.

خيلي دور:
من اسم مسعود ده نمكي را با "فقر و فحشا" شنيدم.فيلمي كه هنوز هم نمي دانم ديده امش يا نه. از بس كه بعدها نسخه هاي بيربطي ازش در آمد. ده نمكي را به عنوان يك مستندساز بسيجي شناختم بدون شناخت گذشته ي مطبوعاتيش. موقعي كه درگير كنكور كارشناسي بودم.

دور:
دوران كارشناسي من در علم و صنعت گذشت. در مجمع حزب الله علم و صنعت. در مجله ي خيزش نو. پايه ثابت مصاحبه هاي مجله امان آدمي بود كه هميشه كيف مي كرديم از تحليل هاي متفاوتش و ناراحت بوديم از اين كه نمي توانيم اسمش را "دكتر ده نمكي" بنويسيم.
يكي اش را قشنگ يادم است. وقتي در جوابمان گفته بود : "دليل پايان جنگ اين بود كه صف دانشگاه  ها از صف ثبت نام جبهه بلندتر شد"

نزديك تر:
همان دوره دو بار مهمان ده نمكي بوديم. يكي براي اكران "كدام استقلال كدام پيروزي" و ديگري براي اكران "اخراجي ها" كه آن موقع هنوز "اخراجي ها ۱" نبود. هر دو شلوغ. هر دو جنجالي.
و البته من در هر دو آنقدر درگير بودم كه به پخش فيلم نرسيدم و فقط به مباحث رسيدم.
اولي مجاني در آمد. خود آقا مسعود سي دي را برايمان آورد. اما سيصد هزار تومان دومي را خودم براي موسسه فيلميران بردم.

خيلي نزديك:
"اخراجي ها ۲" را كه در سينما ديديم بچه ها شاكي بودند و من خوشحال. آنها گفتند كه اندازه ي ۱ هم نمي فروشد و من گفتم بيشتر مي فروشد. اما آن عدد عجيب ۸۳ ميليارد ريال به ذهنم هم نمي رسيد. حالا هم ده نمكي دوباره خواهد تركاند. به همين ركي و راحتي. كاش بچه هاي مجمع حزب الله را فراموش نكند.