بعضی ها می گویند من پر حرفم

سلام
مکالمه تلفنی تلفن ثابت بین شهری: پنجاه و یک دقیقه.
مکالمه تلفنی تلفن همراه: بیست و هفت دقیقه
چت: سه ساعت و چهل دقیقه ۷۷۰ خط
مکالمه در حال قدم زدن به صورت پیوسته: کمی بیش از ۱۶ ساعت

این ها رکوردهای من هستند.
با عرض سلام مجدد به همه و خصوصا آنها که بنده را به درستی بیکار خواندند. رکورد مکالمه تلفنی همراه با جهشی ۱۹۵ درصدی به هفتاد و چهار دقیقه تغییر یافت.
+++++++++
پ۱. نظرات درباره ی پست قبلی فراموش نشوند.
پ۲. "همای" قهر کرده رفته خارج. "شهرداد روحانی" گروهش را راه انداخته با همدیگر یک آهنگی خوانده اند به اسم "مرغ سحر ناله سر نکن". بعد صدای امریکا "همای" را آورده باهش مصاحبه کرده درباره هدفش از خروج از ایران. از آنطرف "گلشیفته فراهانی" قهر کرده رفته امریکا. بعد با "دی کاپریو" فیلم ساخته. بعد با "محسن نامجو" موسیقی در کردن. بعد بی بی سی باهش مصاحبه کرده درباره وزارت اطلاعات ایران. بعد دارد با "مرجان ساتراپی" فیلم می سازد درباره حوادث پارسال.
در موازات اینها دو تا کار جالب و خوب توی یک حوزه فرهنگی توی تهران در یک خیابان در حال انجام است. هر دو را می شناسم و خواسته ام که دستشان را بگذارم توی دست هم. می گویند "استقلالمان زیر سوال می رود"
پ۳. بدون هیچ ربطی به پانوشت قبل صدای مولا را می شنوم که می گوید والله هم یاری این مردم در کفرشان و نا هم راهی شما در ایمانتان آدمی را سرد می کند.
پ۴. یه سوال. مطلب این پست خودش بود یا پانویس هاش.

خواستگاری نوشت؟

وبلاگ سوسه ژانر جدیدی را شروع کرده به نام "خواستگاری نوشت" و می خواهد از این به بعد خاظراتش را از خواستگاری هاش بنویسد. به نظرم جالب است. اما نمی دانم به نظر خوانندگان هم جالب باشد یا نه.
حالا می خواهم یک نظر سنجی بکنم و من هم شروع کنم این ژانر را.
برای من دو نکته را باید در نظر داشت. یکی این که من سربازی نرفتم و قرار نیست بروم پس نمی توانم خاطره ی سربازی بنویسم و دوم این که من با این اخلاقم خواستگاری های زیادی باید بروم و خاطرات زیادی خواهم داشت.

پیشنهاد می دهم پس هستم (پیشنهادهای ماه رمضونانه ی غیر آخوندی یک بچه آخوند)

سلام
۱. آقای سامی یوسف یک ترانه (استغفرالله. منظورم سرود و این حرفاست) داده اند برای ماه رمضان. اسمش شفاست. صوتی ش را برای دانلود تصویری اش را برای دیدن در سایتشان گذاشته اند. اما من چون شما رو دوست دارم تصویری ۶۸ مگی غیر قابل دانلود رو دانلود کردم بعد کردمش ۴ مگ بعد آپلود کردم.

نماهنگ شفا - سامی یوسف Healing Sami Yusuf

۲. برادر عزیزمان! آقای احسان خواجه امیری هم یک ترانه (استغفرالله. منظورم نوا و این حرفاست) خوانده اند برای یکی از سریال ها گویا (من کلا تا نرم خونه تلویزیون نمی بینم). این هم مناسب ماه رمضان است. مخصوصا بیت آخرش. ۲.۵ مگه.

آهنگ خلاصم کن - احسان خواجه امیری

۳. ترتیل کامل آقای ماهر امام، جمعه مکه (استغفر الله مرتیکه ی وهابی) را اگر گیر بیاورید هم مناسب ماه رمضون و خوبه. دارمش اما آپلود شدنی نیست. قشنگ و تند می خونه. البته سوره به سوره است نه جز به جز.

+++++++++++++++++++
پ۰. بازم سلام. سلام همیشه خوبه. ماه رمضون بهتر
پ۱. اینترنت که بیاد تو اتاق زندگی آدم رو نابود می کنه.
پ۲. من از اون آدم های ناجور معتقد به قانون حق تکثیر (کپی رایت خودمون!) هستم. این ۳ تا هیچ کدوم شامل قوانین حق تکثیر جمهوری اسلامی نمی شن. اولی و سومی خارجین. دومی مال صدا سیماست.
پ۳. یک جایی از فیلم "سوپر استار" را خیلی دوست دارم. آنجا که شهاب حسینی می گوید "مرداد. شییییییر. آدما دو دسته ان. اونا که مرداد به دنیا اومدن. اونایی که دوست دارن مرداد به دنیا می اومدن."
هفته دیگه تولد ۲۳ سالگیمه. هدیه هاتون رو آماده کنید.

پ۴. سرعت آپلود خوب شده. قول داده بودم تصویری شعرخوانی محمد مهدی سیار در خوابگاه علم و صنعت را هر وقت سرعت خوب شد بگذارم.
شعر خوانی محمد مهدی سیار دانشگاه علم و صنعت ایران.فاطمیه 1389. تصویری

و ما ادریک ما لبنان

سلام
چهارده آگوست بود امروز. چهارمین سالگرد پایان جنگ سی و سه روزه یا جنگ تموز یا جنگ دوم لبنان یا اسامی دیگرش.
مطلبی است که سه سال پیش کسی نگاشته و کاملتر است از هر چه من بخواهم بنویسم درباره ی این جنگ.
اگر منتظر نبوده اید که این یک ماه و چند روز تمام شود و برگردیم سر شعر و قصه و چیزهای جدیدی که اضافه خواهند شد، آن را می توانید بخوانید.
آخر جنگ سی و سه روزه آقا جایی در پیامشان نوشته بودند "و اما لبنان و ما ادریک ما لبنان" و به حق گفته بودند از این کشور و این مردم.
لبنان واقعاً معجزه ای است در دل تاریخ و جغرافیا. بگذارید چند باور غلط را درباره حزب الله در انتهای این مثلاً ویژه نامه توضیح دهم.

۱. حزب الله پول چندانی از ایران نمی گیرد. تاجران شیعه لبنانی و دولت های عربستان و عمان و اردن خیلی بیشتر از ایران به حزب الله کمک می کنند. درآمدهای حزب الله از شرکت های عمرانی و مدارسش از هر دوی اینها بیشتر است.
۲. حزب الله سلاح های غربی اش را از طریق ایران نمی خرد. حتی برعکس ایران گاهاً وسایلی را که نمی تواند بخرد از طریق حزب الله گیر می آورد. نمونه اش موشک کرونیت روسی بود که در جنگ سی و سه روزه علیه مرکاوا به کار گرفته شد و پارسال سردار وحیدی نمونه ی ایرانی ش را رونمایی کرد.
۳. اینجورها هم نیست که حزب الله مشکل داخلی نداشته باشد. با محمد که از دوستان لبنانی من است و بورسیه حزب الله است در ایران صحبت می کردم و می پرسیدم "اگر خدای ناکرده سید حسن کاری اش بشود شیخ نعیم قاسم دبیر کل می شود؟" گفت "اگر خدایی نکرده آقا کاری اش بشود هاشمی رهبر می شود؟" خوب خندیدیم آن شب. همین شیخ نعیم قاسم الان شخص دوم حزب الله است و پسرش در جنگ سی و سه روزه شهید شده!

++++++++++
پ۱. اگر اون دور و برید نماز ظهرای آقا رو از دست ندید. آدرسش هم: خیابون ولیعصر بین جمهوری و خیابون امام. هر کوچه ای که سرش سرباز بود. حدود یه ربع بعد اذان شروع می شه!

جنگ سال چهارم

به نام سلام

عرض کنم خدمتتون که امروز دوازده آگوسته و ۲ روز دیگه سالگرد تموم شدن جنگ سی و سه روزه است. یعنی اینکه کم کم باید از خدمتتون مرخص شیم. یعنی این شبه ویژه نامه تموم می شه و بر می گردیم سر همونی که بودیم.

از مطالبی که غافل مونده در این چند روز، داستان های امسال لبنان بود که فرضم این بود همه می دانند. تیتر وار عرض کنم.
۱. وفات علامه فضل الله
۲. بازداشت جاسوس های اسراییلی در لبنان
۳. انتشار عکس هایی از طرف اسراییل درباره مخفی شدن حزب الله در یکی از روستاهای جنوب که تحت کنترل یونیفل است.
۴. رای اولیه دادگاه رفیق حریری
۵. جنگ هفت ساعته اسراییل و ارتش لبنان و حمایت سید حسن نصرالله از ارتش
۶. افشاگری عجیب سید حسن نصرالله درباره ی دست داشتن اسراییل در ترور رفیق حریری
قبل از سال 1997 از طريق فعاليت‌هاي سري، برادران ما توانستند خط ارسال فني يك هواپيماي شناسايي اسرائيل كه تلاش مي‌كردند تصاويري از مناطق عملياتي اسرائيل را مخابره كند، شناسايي كنند و حزب‌الله لبنان توانست با عمليات فوق سري آن تصاوير را دريافت كند

گاهی دلم برای کسی تنگ می شود

سلام
گاهی دلم برای امام تنگ می شود، اگر ایراد زمانی مکانی به این حرف نباشد. درست که ما ۶۶ ای ها و ما نیمه دومی های دهه ۶۰ نه امام را دیدیم نه جنگ را نه انقلاب را نه تسخیر سفارت امریکا را نه فروپاشی شوروی را. اما گاهی دلم برای همه ی اینها تنگ می شود.
وقتی تلویزیون دم عیدی قبل از سال تحویل با سوسانو مصاحبه می کند دلم برای امام تنگ می شود. دلم می خواهد کسی باشد تا حکم اعدام بدهد برای آنکه گفته بود "اوشین می تواند الگوی زنان ما باشد".
وقتی میرحسین در یک بیانیه هم از بازگشت به قانون اساسی حرف می زند هم از لزوم حذف شورای نگهبان دلم برای امام تنگ می شود. دلم می خواهد کسی باشد تا با او همان کند که با بازرگان یا بنی صدر کرد.
وقتی فیلم هایی شبیه "کنستانتین" و "لژیون" را می بینم دلم برای امام تنگ می شود. دلم می خواهد کسی باشد تا با این ها شبیه به "آیات شیطانی" برخورد کند.
وقتی آن سعودی ... (سه نقطه را هر بد و بیراهی دوست دارید بخوانید) بیانیه می دهد که ایران و اسراییل نامشروعند و باید از نقشه زمین حذف شوند باز دلم برای امام تنگ می شود و آن فرازهای پیام قطعنامه.

=======================
پ۰. سلام. آدم یا حتی من وقتی عصبانی و خسته و بی حال باشد همین است.
پ۱. خدا بیامرزد این آقای شفیعی را با این کتابخانه در گردش. دارد مرا به دوران اوج بر می گرداند. در یک هفته گذشته، پس از دیدار او به واسطه اش بیش از ۷۰۰ صفحه کتاب خوانده ام.
پ۲. این مطلب هر چند ییهو و با دیدن "لژیون" که یک فیلم ۲۰۱۰ و با داستانی درباره ی هبوط میکاییل و مبارزه اش با دیگر فرشتگان برای جلوگیری از انقراض نسل بشر است نوشته شده اما بند چهارمش اضافه شده تا از قولم مبنی بر ننوشتن از مسایلی غیر مرتبط با اسراییل و جنگ سی و سه روزه عدول! نکرده باشم.
پ۳. "بابا نظر" را بخوانید. درست که حکما اصلش بیش از ۷۰۰ یا ۸۰۰ صفحه بوده، اما همین ۴۸۰ صفحه ای را هم که باقی گذاشتند عالی است. آخرش را لو بدهم که شبیه "از کرخه تا راین" "حاتمی کیا" است. رک بودن این مرد چه وقتی از دلایل شکست در عملیات ها صحبت می کند چه وقتی از مجروحیت خاصش کتاب را خواندنی کرده.

یعنی من تا کجاها باید شک کنم؟

سلام
بعضی وقتها آدم واقعا می ماند شک کند یا نکند. کامنت های صادق رسولی درباره تاریخ های مهم انقلاب اسلامی مثل روز 22 ماه 11 سال پنجاه و هفت یا 22 خرداد سال 88 به جای خود.
این عکس میدان انقلاب اسلامی واقع در مرکز تهران است. آنجایی که کارگر به آزادی می رسد.(پ1)



ستاره آبی را دوستان اضافه کرده اند تا آنچه دیده نمی شود بهتر دیده شود. روزی که این عکس را دیدم آن را چیزی از جنس توهم توطئه های سازمان بسیجی گونه فرض کردم. ولی برای بررسی بیشتر عبارت five petal flower symbology را در گوگل جست و جو کردم.
گوگل مرا به یاد فیلم "راز داوینچی" انداخت که قبلا دیده بودم. آن جا می گوید "رز پنج پر نماد ونوس و نیمه ی زنانه ی آدمی است." توضیح می دهد که عیسی زنی داشته که جایی در زیر یک رز پنج پر مدفون است. توضیح می دهد که نسل عیسی از آن زن ریشه ی قدرت خدا در زمین اند. و جالبتر از همه توضیح می دهد که صومعه ی صهیون یک تشکیلات مخفی برای حفاظت از نسل عیسی در زمین است!
زمین و آسمان بی خودی به هم ربط دارند و در این نشانه ای است برای آنان که دنبال بی ربط ترین ربط ها می گردند. (انجیل مهدی!)
================================
پ0. بازم سلام. طراح این اثر فردی است به اسم سعید روانبخش. هنوز گوگل گردش نکردم.
پ1. کارگر و آزادی اسم دو خیابان اند. این بازی لفظی را امیرخانی در داستان اتوبوس از مجموعه ناصر ارمنی کرده بود.
پ2. کسانی هستند به نام های "فضول" و "هویجوری" و ... که می آیند نظر می دهند و می روند. تشکر دارم از نظراتشان ولی کاش می شد راهی برای دست یابی بهشان می دادند.

و صدقونی الی ما بعد حیفا

سلام.
این روزها خسته ام. نه از آن خسته گی های ناشی از عمق تفکرات فلسفی! از آن خستگی های ناشی از 7.5 صبح بیرون رفتن و 9.5 شب برگشتن. درگیری های فیزیکی از بیل زدن و کتاب بالا پایین کردن. تا طراحی و ساخت چیزهایی که می گن نگو. ولی بعدن خودشون نمایشگاش رو می ذارن همه ببینن. این ها باعث می شود تا ویژه نامه ی جنگ سی و سه روزه که خیلی فکرها براش داشتم مالی نشود. به جای بیست پست بشود سه چهار پنج تا. به جای مطالب شاخ بشود دانسته هایم که از دو سال پیش به این ور به روز نشدند.

پریروز که آخر ژولای بود، سالگرد قتل عام قانا است. قانا هم جایی است شبیه به صبرا وشتیلا. یعنی اردوگاه است. یعنی زیر نظر سازمان ملل است. یعنی اسراییل ناجور بمبارانش کرده.
بعد قضیه ی قانا اسراییل یک آتش بس 48 ساعته اعلام کرد. طرفین هم تقریبا رعایت کردند.
صبح امروز که 2 آگوست باشد اولمرت یا باراک گفت که زیرساخت های موشکی حزب الله ویران شده و برای همین از موشک های حزب الله خبری نیست. صبح فردا که 3 آگوست باشد. سید حسن در یک مصاحبه تلویزیونی ضمن احمق خواندن اولمرت و معاونش برای چنین اظهار نظری خبر داد که "یوم الامس فقط اطلقت المقاومه السلامیه اکثر من ثلاثه مئه صواریخ للمستوطنات شمالی و قصف مدینه عفوله فی عمق کیان عدو و مدینه بیت شان او بیسان. ما بعد حیفا"
فارسی اش می شود "فقط طی دیروز (یعنی امروز 2 آگوست) مقاومت اسلامی بیش از 300 موشک به شهرک های شمالی پرتاب کرده و شهرهای عفوله و بیسان را در عمق اسراییل مورد هدف قرار داده. این شروع مرحله ی بعد از حیفا است."
میانگین پرتاب موشک حزب الله در جنگ در هر روز 150 تا است که در هیچکدام از روزهای قبل از امروز بیش از 120 تا نبود. امروز شروع مرحله ی جدیدی از جنگ سی و سه روزه بود. قبلا گفته بودم که سید حسن سه مرحله را تعیین کرده بود. مرحله ی سوم عملی نشد. احتمالا به خاطر پایان جنگ. مرحله سوم مابعد مابعد حیفا نام داشت و به اصابت تلاویو مربوط می شد.

رویای صادقه، وعده صادق

بسم الله الرحمن الرحیم
لقد صدق الله رسوله الرویاء بالحق لتدخلن المسجدالحرام ان شاء الله آمنین
آیه ۲۷ سوره فتح آغازگر پیامی است که حضرت امام در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۶۷ به مناسبت سالگرد کشتار حجاج ایرانی در مکه و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران صادر فرموده اند.
پیامی انقلابی که حاوی جملات و مطالبی در باره "امکان غرق شدن ناوهای امریکا در خلیج فارس"، "دعوت از مستضفان جهان برای قیام علیه حکومت های مستکبرین"، "انتقام از آل سعود و امریکا" و "شروع جنگ حق و باطل" و "فراخوان مسلمانان به فراگیری اصول تصاحب قدرت" است و آن را به هر چیزی جز پیامی برای پذیرش صلح شبیه می کند.
البته حضرت امام در انتهای این پیام با صراحت اعلام می دارند که پذیرش قطعنامه یک تاکتیک برای ادامه جنگ نیست و ایران خواهان صلحی پایدار است.
این تناقضی است که کسانی که امام را نشناسند خیلی سریع به آن دچار خواهند شد. امام از طرفی در طول پیام خبر از شروع و ادامه جنگ می دهند و از طرفی اعلام می دارند ما به دنبال مرزی ثابت با عراق و پایان واقعی جنگ هستیم.
پاسخ این تناقض را باید در ظرف زمان و مکان و با توجه به همان آیه ی ابتدایی یافت.
حضرت امام در جایی در همان پیام توضیح می دهند که این جنگ، جنگ عقیده است و مرز جغرافیایی و زمان  نمی شناسد و به همان اندازه که جنگ ما ادامه جنگ ائمه اطهار و قیام کربلاست هر نبرد حق و باطلی در هر حوزه ای اعم از اقتصادی، نظامی، رسانه ای اعم از سخت و نرم و شل! ادامه همین جنگ است.
خلاصه اش کنم عملیات وعده صادق شروعی است بر رویای صادقه امام در پیروزی نهایی حق بر باطل و ورود امن به مسجد الحرام
===================
پ۰. سلام
پ۱. گوش شیطان کر. چهار قرآن به میان! بلاگفای مهربان حالش خوب شده. این مطلب مال ۲۹ تیر بود نه ۴ مرداد.
پ۲. در جواب آن عزیزی که خود  را یک بچه شهرستانی معرفی کرده اند و فرموده اند که:
ببین من یک سؤال اساسی دارم حالا اینکه با این تفاصیلی که میگی حروف کلمۀ "ماسون" در بیاد، آخرش چی میشه؟ حالا اونا آشکارا بگن فراماسونری + اسراییل یا ما آشکارا اینو بفهمیم یا پشت پولاشون به صورت رمزی نوشته باشند (یا نمی دونم مثلاً اون قضیۀ کوکاکولا و عبارتی که میشه ازش در آورد ) همۀ اینا خوب که چی؟
حالا اونا حرفی رو که خیلی راحت پوستر میکنن و پشت تریبوناشون فریاد می زنن چرا باید اینجوری کد کنند؟
اصلاً اینجوری چه فایده ای داره؟
باید عرض کنم که جواب را در معنی کلمه ماسون و مفهوم دیگری به نام کابالا باید جست و جو کرد. ماسون به معنی بنا یا معمار است و عجیب نیست علاقه ی این جماعت به جایگذاری نشانه هایی در بناها، طرح ها، لوگوها و هرچیز دیگری که به این حوزه مربوط است.
و اما کابالا نام نوعی از جادو است که ریشه ی شیطانی دارد. کابالا چیزی شبیه به علم جفر و مقابله ماست. چیزی شبیه به علم حروف ابجد. نشانه دار بودن حروف و اعداد. نشانه های بیشماری که طرفین چه عالمان جفر و چه طرفداران کابالا اعتقاد به قدرت فوق بشری این اعداد و رموز دارند. هنوز نشانه هایی از دورانی که مردم برای دور نگه داشتن جن حروف و علایم عجیب به در و دیوار می چسباندند در دور و بر خودمان یافت می شود.
من نمی خواهم این نظریات را به عنوان واقعیت قبول یا رد کنم ولی از نظر آنهایی که به کابالا یا جفر معتقدند حضور تعداد زیادی از یک نماد در یک جامعه حکما یک قدرت جادویی برای معنای آن ایجاد خواهد و کجا بهتر برای چنین مقصودی از روی پولی که همه جا هست!

احوالپرسی

سلام آقا یا خانوم بلاگفا
می خواستم ببینم حالت خوبه؟
===========
پ۰. سلام
پ۱. دو تا مطلب جنگ ۳۳ روزه جا مانده یکی درباره سالگرد قطعنامه ۵۹۸ و ارتباطاتش با حزب الله و دیگری درباره ناوچه ساعر که هر وقت حال بلاگفای مهربان خوب شد خدمت می رسیم.
پ۲. برای مطلب قبل ۵ نظر نوشته اند که البته فعلا نمی توانم بخوانمشان!