گردنه

بیهوده به سودای دل خلق نکوشند
ما را نخریدند مگر تا بفروشند

سگ های رمه هار درافتاده به گله
انبار و خیابان همه پر گربه و موشند

دیوی است سیا غول چراغ فن و تِخنه
وین زمره به خوش رقصی او حلقه به گوشند

از خاک شهیدان همه سو ناله بلند است
هر چند که با دیده پر خاک خموشند

فرداست که این بادیه بی شیر بماند
گوساله پرستان اگر اینگونه بدوشند

ای شاخه برخاسته از ریشه کوثر
این فوج نهالان به هوای تو بجوشند

ما را مهل ای پیر! به خاموشی این قوم
هر چند همه، شب همه شب،بانگ خروشند

شلاق تو باید که در این گردنه صعب
پیلان علیلند و ستوران چموشند

از غصه یاران خراسانی خود پرس
کاین طایفه در غربت ری خانه به دوشند

علی محمد مودب
از کتاب "روضه در تکیه پروتستان ها"

========================================
پ0. سلام
پ1. اگر اهل شعر و شاعری هستید این پا نوشت را نخوانید وگرنه به عنوان راهنمایی تخنه یعنی تکنولوژی،وین زمره و این قوم یعنی تکنوکرات ها (بخوانید کارگزاران)، پیر یعنی رهبر معظم انقلاب اسلامی، یاران خراسانی اشاره به شعر معروفی از آقا داره، غربت ری یعنی تهران، گردنه مجاز از فتنه، پیران یعنی آنهایی که تو انقلاب پیر شدند. حالیدونتون پر شد؟

پ2. این کتاب آخری مودب فوق العاده است. 2900 تومان قیمت داره. از نشر معارف هم می تونید بخرید. حوصله ندارید کامنت بذارید به دستتون برسونم.

یحیی، مسیح، حسین، حماسه و خیانت

♦ یحیی فرزند زکریای پیامبر که خداوند در سوره مریم بشارت آمدن او را به زکریا می دهد و به یحیی تعمید دهنده معروف است و مسیح را غسل تعمید داده اولین فرد است با نام یحیی و شاید اولین شهید در راه ایجاد حکومت الهی.
هدیروت، پادشاه زمان یحیی، عاشق دختری در حرمسرای خویش می شود که به صورتی فرزند اوست و قاعدتا ازدواج با او حرام.
یحیی را برای گرفتن حکم حلالیت این ازدواج به دربار می خوانند و تهدید به مرگ می کنند. یحیی اعلام می کند که حکم را به صورت علنی اعلام خواهد کرد و در مراسمی که برگزار می شود در میان مردم و در حضور هدیروت اعلام می کند که شاه می خواهد بدعتی در دین ایجاد کند و من نخواهم گذاشت.
سرنوشت یحیی با انداخته شدن در چاه به خاطر ایستادگی در برابر این ناحق رقم می خورد.

♦ مسیح را می شناسید و نیازی به معرفی اش نیست. اما بر خلاف آن چه برای ما معروف شده است که مسیح پیام آور دوستی و آشتی بود و سر جنگ با هیچ کس نداشت، به خاطر مبارزه با حکومت به اعدام محکوم شد و ظاهرا به صلیب کشیده شد. هنوز هم در انجیل متی که تحریف هم شده جملاتی از قبیل "من پیامبر شمشیرم" و "برادر شما برادر شما نیست اگر دشمن من باشد" به راحتی پیدا می شود.
چیزی که بیش از داستان یحیی در داستان مسیح دردناک است، خیانت یکی از یارانش به نام یهودا است که اتفاقا جزو 12 نفر حواریون بوده.

♦ مولای ما حسین علیه السلام که مرتبه امامت دارد نیز بعد از نامه نگاری لااقل سی هزار نفر از مردان کوفه برای اصلاح امت جدش حرکت می کند و با خیانت همانان به شهادت می رسد. داستانی که در مورد مسیح با خیانت یک نفر اتفاق می افتد در مورد امام حسین با خیانت امت خودش و امت پدرش اتفاق می افتد و تاریخ سراغ ندارد غیر از این خیانت یک امت به امامش را.
همین است که حماسه حسین علیه السلام بزرگترین و دردناک ترین(تراژدیک ترین) حماسه تاریخ است.

============================
پ0. سلام
پ1. اربعین برای ما و مسلمین و مومنین دعا کنید.
پ2. متن بالا را با نیم نگاهی به سخنرانی شب عاشورای استاد پناهیان و شب پنجم محرم روحانی هیات موج الحسین و چند سخنرانی دیگر نوشتم. سعی کردم هر چه می نویسم به نص قرآن و احادیث متواتر نزدیک باشد. قسمت های انجیل هم در انجیل هایی که دستفروش های انقلاب می فروشند پیدا می شود. فصل 10 است به نظرم.
پ3. پرتاب اولین بسته زنده از ایران به فضا هم افتخار علمی بزرگی است و جای تبریک دارد. ان شاء الله دفعه بعد حامد گنجی را بفرستند چند ساعتی از دستش راحت باشیم و در کامنت هایش اذیت مان نکند. و گیر به دخترک موتور سوار و زن و مرد پشت پنجره ندهد.
پ4. سر خبر همین پرتاب باز خبرگزاری ها حالم را به هم زدند. عکس درست نزده بودند که هیچ عکس ارمسترانگ بر ماه را زده بودند. جالب که خودشان سه ماه پیش نوشته بودند این عکس یک دروغ بزرگ تاریخی است. یعنی واقعا یه مستند ساز معمولی نداریم ما چهار تا عکس و فیلم و مصاحبه و توضیحات فنی و این حرفها بسازد؟

پ5. شرمنده که این پست انقدر طولانی شد.


موتور

دخترک با دستانی پر از فال های حافظ، دم میدان انقلاب، سر کارگر جنوبی، روبروی همان مغازه ای که کتابهای قدیمی را 200، 400، 600 و 1000 می فروشد، همان جایی که تاکسی ها دایما برای سوارکردن مسافر با پلیس درگیرند، زیر پل عابری که پر از گدا و کیف فروش و پاسور فروش و سی دی فروش است، نزدیک کوچه ای که پسر و دختر بیست و دو سه ساله ای خوشحال از سینما بر می گشتند،
همان جا
داشت با یکی از موتورهای کرایه ای چانه می زد و خیلی مردانه موتوری را به 2000 تومان راضی کرد و موتوری هنوز مشتری به این به موقعی را باور نکرده سوارش کرد و راه افتاد.
و من دلم سوخت. دلم سوخت به حال خودم. به حال تمام دل هایی که برای گرسنگی فال فروش های تهران سوخته.
4 بهمن 88
مترو
-----------------------------
پ1. سلام
پ2. انتظار که نداشتید دخترک مثل دختر کبریت فروش در فراموشی همه عابران از سرما بمیرد. بهمن امسال خیلی گرم است.
پ3. فرداش از لج این دخترک برای اولین بار در عمرم مسیری را با موتور رفتم.


ولادت امام موسی کاظم مبارک باد