غزلجنگ، سپيدباران، سخنپول
غزلجنگ:
هنوز مثل زمین در طواف خورشیدم
ولی زمین نشدم،گرد خود نچرخیدم
حکایت من و باران که میگریست یکیست
از آسمان به زمین کرده اند تبعیدم
مرور میکنم این سالهای هجری را
پر از تلاقی ماه محرم و عیدم
بگو به باد که من آفتابگردانم
جز آفتاب به ساز کسی نرقصیدم
گل محمدی ام من،سلامم و صلوات
ولی سراپا تیغم اگر بچینیدم!
ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند
ستاره سحرم پیشمرگ خورشیدم
محمد مهدي سيار
نيماباران:
باز هم/ یک به یک/ واشدند چترهای پرغرور
باز هم/ بسته شد دریچه های کور
هیچ کس/ غیر جوی و ناودان قشنگ تر نشد
هیچ کس قشنگ تر نشد/ همچنان که پیش از آن
و بعد از این
باز هم/ حرف آسمان/ ماند بر زمین
ايضا محمد مهدي سيار(گويا در طفوليت)
سخنپول:
با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، میتوان قلب خرید ولی عشق را نه
مي گن كه چارلي چاپلين
=======
پ ن. سلام
پ ن. اين كه نوشتم گويا در طفوليت چون خودم به شخصه اين نيمايي را در يك جلسه زير زميني از خود سيار در سال ۸۵ شنيدم. آن موقع مي گفت كه سالها پيش سروده شده و درست يادش نيست.
پ ن. خودمانيم. اين فارسي هيچ ساختار اسم سازي كه نداشته باشد (كه انصافا هم ندارد) همين امكان تركيب كلمات بس است. مثل سعدي كه مي گويد "گرگ دهن آلوده ي يوسف ندريده"
پ ن. پيشنهاد مي دهم كسره ي اضاف را در رسم الخط بياوريم. با چه نمادي؟ با ي. مثلا "گرگ ي دهن آلوده ي يوسف ندريده" يا "بافندگان ي شنها ي كوزه ي پر"يعني كلمه تك حرفي ي براي اضافه كردن به كار رود. علماي فن بسم الله. نظر
وقتی ابهام وجودم را می گیرد