دوست دوست دوست علیه، می دی یا بریم
از هشت آبان ۹۱ اینجا را به روز نکرده بودم. راستش را بخواهید قصد به روز کردنش هم نداشتم. امشب، دقیقا دقایقی پیش اتفاق جالبی افتاد که دلم نیامد بنویسمش.
سه دختر کودک و نوجوان اومدن پشت درمان. زنگ زدند و تا در را باز کردم شروع کردند به خواندن:
"دوست دوست دوستِ علیه، امام اول علیه"
من را بگی همینطور متحیر که این کارا چیست. قبلا در رسمی در قم دیده بودم که نوجوانان حوالی نیمه شعبان پول جمع می کنند برای برگزای نیمه شعبان. به هوای همین نگه شان داشتم و رفتم دنبال کیف پولم.
سوتی ندادم و ازشان قصه را پرسیدم. پرسیدم که آیا رسمشان همین است. برایم توضیح دادند که نه، قصه چیز دیگری است. یک رسم سنتی یزدی است.
توضیحش را اینجا بخوانید.
برایشان کمی سوهان و شکلات بردیم.
پ.ن. تا این مطلب را بنویسم، گروه دومی هم رسید. سه پسرک بودند. حالا تا آخر شب وقت زیاد است.
پ.ن. اصلا فقیر نبودند. اصلا محله ما فقیر ندارد متاسفانه. صرفا حس خوبی دارند از اجرای این رسم.
پ.ن. اینجا یزد. شب بیست و هفت ماه رمضان.
وقتی ابهام وجودم را می گیرد