روز خوب، زمانه بد

یارب

حضرت آیه الله بروجردی، نخستین کلنگ مسجدی عظیم را در شهر قم بر زمین می زنند.
حاج آقا روح الله خمینی در این مراسم حضور نمی یابد.
روزنامه ها می نویسند: حضرت آیه الله بروجردی، رهبر شیعیان عالم، سپاس گذار توجه خاص اعلی حضرت به اسلام و شهر مذهبی قم هستند.
حاج آقا روح الله، دندان بر چجگر می فشارد و خشم، پنهان می کند.
قدس ایران [نامی که امام به همسرشان داده بودند] می گوید: انگار که امروز روز خوبی نیست آقا!
هر روز که مسجدی بنا شود، روز خوبی است خانم! زمانه زمانه ی بدی است.

==============

امروز بعد از ظهر پل جوادیه، تنها پل سه پایه ی جهان، یکی از بزرگترین پلهای کابلی دنیا با 70 متر دهنه که از شاهکارهای مهندسی ایران است در جنوب تهران افتتاح می شود. اما خبر آن در سر و صدای درگیری رییس جمهور و شهردار تهران که هم مسلک و همکارند، گم می شود.
امروز روز خوبی است. نه به خوبی روز پرتاب امید اما لااقل به خوبی روزهای دیگری مثل افتتاح پل میان گذر ارومیه یا روز افتتاح فازهای عسلویه.
هر روز که در آن ساختمانی بنا شود که دردی از مردم دوا کند روز خوبی است. زمانه زمانه ی بدی است.
هنوز

------------------------------------------------
پ1. سلام
پ2. تکه ی بالا از کتاب "سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آمد/ جلد دوم: در میانه ی میدان" اثر "نادر ابراهیمی" است. تکه ی پایین دردی است که من می کشم هنگامی که کارهای بزرگ انجام شده به خاطر بحث های صد من یک غاز (دقیقا با همین لفظ) فراموش می شوند. به همان راحتی که میان گذر ارومیه به خاطر مثلا نگرانی های محیط زیستی به هیچ انگاشته می شود، پل جوادیه هم

حمله احتمالی اسراییل چگونه خواهد بود؟

بسم اللع
کل این مطلب کپی پیست شده از سایت بی بی سی فارسی است. همین اول گفتم نگید نگفتی!
ضمنا برای آنها که علاقه ای به امور استراتژیک و دفاعی ندارند لینک زیر را گذاشته ام حظش را ببرند
باشگاه زوج های آسمانی! مخصوصا قسمت حامیان را ببینید حال کنید.
-----------------------------------------------------------------------------
یک تحقیق تازه احتمال می دهد که از ۲۵ فروند اف پانزده، هر کدام حامل دو بمب بتون شکن، برای ضربه زدن به نطنز استفاده شود. از هواپیماهای اف شانزده برای حمله به تاسیسات اتمی اراک و اصفهان استفاده خواهد شد. اسراییل از ۱۰ فروند اف شانزده دیگر برای ضربه زدن به سایتهای موشکی ایران بهره خواهد گرفت و با ۳۸ فروند دیگر دفاع هوایی ایران را از کار خواهد انداخت و از جنگنده هایش حفاظت خواهد کرد.

این هشتاد هواپیمای نظامی برای رسیدن به ایران به تک تک هواپیماهای سوخت رسان موجود در اسراییل نیاز خواهند داشت. اسراییل برای انجام چنین حمله ای باید تمام توانش را بکار گیرد.

با توجه به این که هر هواپیما بعید است بیش از یکبار از روی هدفش بگذرد، این سوال مطرح می شود که واقعا چقدر آسیب می توانند وارد کنند؟

پل برانان، تحلیلگر ارشد در موسسه علوم و امنیت بین المل، می گوید: "یکی از ویژگیهای برنامه غنی سازی اورانیوم ایران با سانترفیوژ این است که دشوار می توان با بمب نابودش کرد. نمی توان دانش و تخصص را از بین برد. در سال ۲۰۰۷ وقتی اسراییل راکتور سوریه را بمباران کرد، آنها در ابتدای راه بودند و با آن حمله برنامه شان متوقف شد. اما در مورد ایران هیچ عملیات نظامی قابل اعتمادی نیست که بتواند به برنامه اتمی اش پایان دهد."

اما شاید دولت اسراییل تصور کند که هراس عمومی از برنامه اتمی ایران توسل به نوعی اقدام را واجب می کند.

پاسخ ایران

دفاع هوایی ایران ضعیف است، مخصوصا حالا که روسیه طرح فروش موشکهای ضدهوایی اس ۳۰۰ به ایران را لغو کرده است.

رهبران ایران تهدید کرده اند که هرگونه اقدام نظامی اسراییل را قویا پاسخ خواهند داد. اخیرا محمود احمدی نژاد در نیویورک گفت که پاسخ ایران حد و مرز نمی شناسد.

ایران به زرادخانه موشکهای دوربرد خود می بالد، ولی برخی از استراتژیستها معتقدند جمهوری اسلامی احتمالا سنجیده تر واکنش نشان خواهد داد.

اندرو بروکس، مدیر پژوهشکده لیگ هوایی بریتانیا، می گوید: "وقتی موشک زمین به هوا یا زمین به زمین شلیک می کنید، ردپای سایت موشکی خود را لو می دهید و راه را برای تلافی باز می کنید. اما اگر ایران از متحدانش در منطقه استفاده کند، کسی نشانی آنها را نمی داند. ممکن است چریکهایی از غزه، سوریه یا لبنان راکت به شهرکهای اسراییلی شلیک کنند و موی دماغ اسراییل شوند."

سفر اخیر آقای احمدی نژاد به لبنان و دیدارش با رهبران و اعضای حزب الله یکی از گزینه های ایران برای پاسخ دادن به اسراییل را برجسته کرد. احتمال بروز تنش در منطقه با دخالت حزب الله بالاست. حتی شاید هزینه اش برای اسراییل هم زیاد باشد.

توانایی ایران برای مقابله به مثل، چه مستقیم و چه غیر مستقیم، نمایانگر یک نکته است: خواه با جنگ افزار اتمی و خواه بدون آن، ایران همین حالا هم توان کافی کسب کرده تا حتی جدی ترین دشمنانش را از فکر حمله باز دارد.

--------------------------
پانوشت های اینجانب

جدا نیاز به توضیحات اضافه من احساس می شود؟ فقط یک نکته و آن اینکه ایران توانایی زدن هواپیماهای اسراییل در آسمان فلسطین اشغالی را دارد.

شاید خیلی دیر

یارب
1. شاید خیلی زود
یکی از همین بعد از ظهرها که از دانشگاه بیرون می‌آیم و قدم می‌زنم، روی دیوار یکی از همین رستورانهای اطراف دانشگاه، کاغذی می‌بینم:
"به یک کارگر ساده نیازمندیم. با جای خواب و غذا"
همانجا می‌ایستم. شاید یک دقیقه. بعد بسم‌الله گفته و نگفته پام را (فکر کنم پای راستم را) می‌گذارم داخل رستوران...
همان شب سیم‌کارتم را می‌شکنم. فرداش لپ‌تاپم را می‌فروشم.
2. شاید خیلی زود
هیچ دوست جدیدی ندارم. یعنی اصلاً سن ما سن دوستی‌های جدید نیست. اصلا سن ما سن شروع بزرگسالی است. دیگر نه شور جوانی در سر داریم(وه چقدر ادبی) نه عاشق می‌شویم. دیگر نه آرمانی هستیم و نه حوصله‌ی آرمانی بودن داریم. همیشه منتظر این روزها بودم. حتی همان روزهایی که آنقدر آتشی بودم که سر دادستان کل کشور داد می‌زدم، می‌دانستم روزی می‌آید که آدم بزرگ می‌شوم و حال این کارها را ندارم. می‌دانستم که آنقدر درگیر واقعیات زندگی می‌شویم که دیگر جایی برای حقایق نمی‌ماند. می‌دانستم این روزها می‌آید اما فکر نمی‌کردم اینقدر زود بیایند. باورم نمی‌شد فاصله‌ی این روزها با من یک کنکور ارشد است. باورم نمی‌شد.
3. شاید خیلی زود
یکی از همین شب‌ها که کنار اتوبان‌های تهران قدم می‌زنم، مثل همیشه، مثل تمام این پنج سال و خورده‌ای، یک پژو 206 (شاید صندوق دار) که از فرعی وارد می‌شود از روبرو چنان به من می‌خورد که سپر کامپوزیتیش قُر می‌شود(خدایی‌اش به جای قر به ضم ق چی بنویسم؟).
مرد باشید و نگویید خودکشی بوده. دیه‌ام را هم تا تهش بگیرید.

كمي مهندس لطفي

به نام سلام
از روزي كه اين وبلاگ باز شده سعي بر اين بوده كه اين جا "من همين باشم" و "من يعني مهدي لطفي بدون تمام مهندس لطفي بودنش"
از سياست و شعر و مذهب و سينما نوشته ام. اين بار اما كمي مهندسي مي خواهم بكنم.
-------------------------
كتابي است تازه به دستم رسيده. كتاب بسيار خوبي براي آنهايي كه دوست دارند كه يك كار جديد شروع كنند و بيشتر مهندسند تا مدير شركت. كتاب بسيار خوبي است براي تمام فارغ التحصيلان مهندسي كه دوست ندارند كارمند شوند.



فصل هاي زياد كتاب و پرداختن به موضوعات گسترده از ثبت شركت و گرفتن وام تا حسابداري و مديريت رشد كتاب را خواندني كرده. جالب اينكه هر فصل را يك متخصص آن امر نوشته كه رزومه ي او در ابتداي فصل آمده.